| ثریای کویر ایران کمال ثریا[69]
چه عدالت جالبی.... من از دل مینویسم.... تو با چشم میخوانی.... تازه ، اگر بخوانی ، “اگر”... |
||
|
| نگارش شده در تاریخ دوشنبه 1/12/90 توسط کمال ثریا
خواستم در هفته ای که بازار سکه به تمامه سکه شده بود و ارز در ارض خدا جولان می داد مطلبی بنویسم که هر چه بخود فشار آوردم مطلبم نیامد شاید هم بدین خاطر بود که جرات نداشتم در عرضه ی برخی که هنوز تفاوت ما بین طول و عرض را نمی دانستند و البته مسئول ارز کشور در ارض خدا هستند شک کنم. باری نیک میدانم که چطور این ارض با فراخی و گستردگی اش بر برخی مشمولین(ازدواج نه سربازی) تنگ آمد. البته جای شکرش باقی است که نقدینگی به سمت مسکن نرفت تا عده ای را مسکین کند! بیاد یکی از بچه ها افتادم که روزگاری از کله شب تا خود صبح پای این اینترنت کهکشانی می نشست و نمی دانم چه غلطی می کرد که سر صبحی زمین و زمان را به ناسزا می بست و از بالا تا پایین نظام را بی بهره نمی گذاشت و الفاظ رکیک چاله میدونی نذرشان میکرد که چرا سرعت اینترنت دیزلی است! نهایتا هم می گفت حیف که اسلام دسته ما را بسته است! البته بعدها شصتم خبر دار شد که چون نمی توانست آدرس بگیرد بی عرضگی خودش را به اسلام نسبت می داد! خلاصه ما هم در جوابش می گفتیم خدا را شکر که اسلام دست جنابعالی را بسته والا به جای گودال باید چاله زیر چشمت می دیدیم و کمی هم نصیحتش کردم که برو ازدواج کن. اما ربط این موضوع با موضوع فوق اینجا آشکار می شود که او قیمت بالای سکه را علت عدم تزویج خود می دانست البته گاهی هم می گفت: اگر طاووس برای ناز کردن، روباه برای دروغ گفتن، کلاغ برای غار غار کردن و اژدها برای سوزاندن غذا داشته باشی نیازی به زن گرفتن نداری... اینجانب به مسئولین باربط و بی ربط متذکر می شوم که اگر می خواهید جد و آبادتان از الفاظ نظایر این جوان مصون شود یک فکر اساسی به حال این اینترنت دیزلی بکنید. راستی این ابیات هم لقلقه ی زبان این جوان مودب بود:
یارب زکرم جزای نیکی بفرست ماشین و آپارتمان شیکی بفرست من میل به تک خوری ندارم هرگز از این دم بخت ها شریکی بفرست نگارش شده در تاریخ چهارشنبه 26/11/90 توسط کمال ثریا
اگر از سر سرزنش خلق نمی ترسیدم/..../ از در مدرسه تا میکده می رقصیدم امام خمینی(ره) باز 22 بهمنی دیگر رسید. پیامکی به من رسید از دوستی ولایی که گهگاه برای اذیت کردن بنده پیامک های جنبش سبز لجنی را برایم ارسال می کند مثل این پیامک: «می ترسم در کشوری بمیرم که ساندیس هایش شیرین تر از آزادی است» بنده هم در جواب این دوست شفیق نوشتم: اصلا فکر نمی کردم در کشور شما هم ساندیس وجود داشته باشد چرا که شنیده بودم قبرس الاغ زیاد دارد بلانسبت شما! اما جا دارد از چند ارگان فعال در حماسه پرشکوه مردم قدردانی کنم: اول تشکر ویژه از شهرداری تهران که یک متر به یک متر سطل های زباله مخصوص کاغذ قرار داده بود بطوری که بنده از شروع انقلاب تا دستیابی به آزادی نتوانستم جایی برای انداختن کاغذ باطله پیدا کنم این اقدام هوشمندانه و فرهنگ سازانه شهرداری موجب گردید که مثل هر سال در مسیر بازگشت اصل شهر ما خانه ما به تمامه رعایت شود! دومین سپاس و تشکر به وزارت تازه تاسیس ورزش و جوانان و سازمان تامین اجتماعی می رسد که با پخش آهنگ های تکنو و فرح بخش تلاش خود برای ترویج و صیانت از شعائر مذهبی، به رخ سایر ارگان ها کشیدند! سوم، سپاس دوچندان از وزارت اقتصاد که چندان هم اقتصادی عمل نکرد! چهارمین تشکر مخصوص آموزش و پرورش منطقه 3 می شود که ضمن گریم خوشکل ها(با توجه به رعایت اصل خوشکل ها اینطرف، خوشکله ها اونطرف) در پایان مراسم نیز با آهنگ های مهیج و البته در چارچوب قانون زمینه را برای حرکات موزون برخی جوانان فراهم کرد(با رعایت اصل رقاص ها اینطرف، رقاصه ها آنطرف). تشکر و سپاس پنجم و آخر به وزارت دفاع تعلق می گیرد که با تولید انبوه هواپیمای بدون سرنشین rq170 موجبات خوشحالی مردم را فراهم کرد تا جایی که بنده دو تا از این هواپیماها را به غنیمت گرفتم و در جیب پر از خالی خویش قرار دادم تا در صورت لزوم یکی را داخل پاکت نامه بگذارم و برای اوباما بفرستم. اما تشکر واقعی نثار مردمانی باد که همچون دماوند حامی رهبر خویش هستند و همچون آب نیلگون خلیج همیشه فارس، با صداقت از کیان خود دفاع می کنند...
نگارش شده در تاریخ یکشنبه 23/11/90 توسط کمال ثریا
چندی پیش با یکی از دوستان، که نامزد انتخابات مجلس شده، در حین صرف غذا صحبت می کردم تا ضمن آگاهی از برنامه های انتخاباتیش پیشنهاداتی رو بهش ارائه کنم. بعد از گفتگوی مفصلی که با هم داشتیم حرف به اینجا رسید که من به او گفتم ان شا الله بعد از انتخابات همین روحیه سادگی و بی آلایش بودن رو حفظ کنی و اسیر تجملات و اشرافیت نشی. در پاسخ به من گفت اتفاقا مردم عقلشون به چشمشونه و میگن نماینده ای که نتونه خودش در رفاه کامل باشه نمی تونه برای مردمش رفاه فراهم کنه!!! به نظر شما استدلال این نامزد درسته؟؟ چرا؟؟
نگارش شده در تاریخ یکشنبه 16/11/90 توسط کمال ثریا
دزد ها بر سر کارند خدایـــــــــا مددی از پس پرده ی غیبت بگشا یک فرجی
نمی دانم که چرا قدیمی ها، هر چه را که به زبانشان می رسید می گفتند و جای بسی تعجب است که راست می گفتند! خدایش رحمت کناد پدر بزرگ مهربان بنده را، هر از گاهی در دوران پر قیل و قال اصلاحات می فرمودند: دزدها این روزها دیگر زحمت از دیوار بالا رفتن را نمی کشند چرا که دیگر حقوق دائمی دارند. کجای پدر بزرگ عزیز و مهربانم که ببینی گرچه شاه دزدها اندک زمانی است که با بی اقبالی مردم روبرو شدند و کرسی های زجاجی خویش را ترک گفته اند اما هنوز سیاه لشکرانشان دارند خون خلق الله را در شیشه می کنند. حیف شد نبودی ببینی که شاه دزدها که مکرر به آرای مردمی خویش می نازیدند عاقبت در رقابت نفس گیر بازیدند!البته نباید فراموش کرد که از امام نامه داشتند!!! براستی چه کنیم که هنوز سطوح میانی عرصه جولانگاه این عیاران است. جمعی در کسوت معاون، جمعی دیگر در کسوت اساتید دانشگاه و جمعی دیگر هم در سلک مشاوران! چه کنم که قادر به وصف ادامه مطلب نیستم چرا که بقول نسیم شمال قدیمی: ای قلم پنداشتی هنــــــــــگامه ی دانشوری است#دوره علم آمده، هر کس به عرفان مشتری است# تو نفهمیدی که اوضاع جهان خر تو خری است... در پایان برای التیام دل خویش، هزار بار دیگر از خودم می پرسم: چرا قدیمی ها هر چه به زبانشان می رسید، می گفتند و راست می گفتند؟؟؟!!! یک ماه پیش مطلبی تحت عنوان امان از دمکراسی در وصف یکی از اساتید نگاشتم که ان شا الله بعد از امتحانات پایان ترم و گذر خر نمره خویش، از پل صراط استاد، آن را روی تارنمای خویش خواهم گذاشت. پیشاپیش حماسه 9 دی را هم گرامی میدارم. نگارش شده در تاریخ چهارشنبه 7/10/90 توسط کمال ثریا
تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود گویا تنها کسی که به او محرم نبود « خداوند» بود ... بنازم حکمت یزدان لایزال را در خصوص آفرینش جهان شگرف و قوانین و سنن الهی حاکم برآن. آرامش را در سه چیز مقرر می دارد که یکی یاد معبود است و دیگری وجود شب است و آخری همسر. به چه می اندیشید ای یاوه گویان منور الفکر که با خواندن خورجینی از کتب نویسندگان غرب زده و بعضا دیوانه که حتی افسار سگ ولگرد وجود خویش را هم نتوانستند بگیرند و با جنون چهره در خاک کشیدند، می خواهید طریق آرامش بپیمایید؟ اگر خدا خالق شماست؛ او نیک میداند سعادت و آرامش مخلوقش را... که آرامشش در آن سه چیز مجموع است. راستی اگر آن سه با هم جمع شوند چه می شود؟ شب باشد و به یاد خدا باشی و .... اما اصل مطلب... در مورد گزینه آخر...تحقیقات حاکی از آن است که پوشش نامناسب و ترویج فحشا آمار ازدواج را تقلیل داده که خود این موضوع توقعات و چشم و هم چشمی را افزایش داده، لذا وظیفه ی هر پاکبازی است که به اصلاح این ناهنجاری برخیزد؛ من در شروع این نهی از منکر اسلایدی محقر ساختم تا از طریق داستان، موجد اندک تنبهی باشم برای غیوران جامعه اسلامی ایرانی خویش... چه زیبا گفت شهیدمحمد حسین جعفرزاده که: «ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.» اسلاید زیر روایتگر داستانی کوتاه و زیبا در خصوص این مهم است... برای دانلود اسلاید روی شعر زیر کلیک کنید...{هر مصرع یک سرور جداگانه دارد} نگارش شده در تاریخ یکشنبه 27/9/90 توسط کمال ثریا
در دوران دبیرستان مدیری داشتیم بس با صلابت و متدین! هنگام نماز هم خودش در کنار بچه ها وضو می ساخت و هم به بچه های افندی که بی تفاوت اطراف نشسته بودند بانگ حی علی الصلاه می داد. روزی به یکی از دانش آموزان رو کرد و گفت تو چرا هیچ وقت نماز نمی آیی؟ بیا امروز برویم نماز! دانش آموز هم که در این فازها نبود گفت: ببخشید آقا، ما عذر داریم؛ عذر شرعی. مدیر هم راهش را گرفت و به دنبال فریضه ی خویش رفت. از قضا فردای آن روز باز نگاهش به نگاه آن دانش آموز معذور گره خورد، رفت جلو و گفت خب امروز بیا نماز بریم. دانش آموز لبخندی موزیانه زد و گفت: شرمنده عذر دارم، عذر شرعی! مدیر هم که دیگر داشت از کوره در می رفت گفت: پدر سوخته! تو چه غلطی می کنی که هر روز عذر داری!!! اصل مطلب اینکه نمی دانیم چگونه می شود برخی از نمایندگان ملت که در موقع انتخابات کفش این ملت را جفت می کنند و خاک کف پای ملت را طوطیای چشم خویش قرار می دهند چطور می شود که در بقیه فصول از اجابت دعوت آنها باز می مانند و می گویند شرمنده عذر داریم! در حالی که آنها را با زرق و برق در همایش های صوری صاحبان زر و زور و تزویر می بینید که هی دارند زر می زنند؟! مگر همایش های دیگر را ملت نمی گیرند پس چطور برای بچه های پایین عذر می آورند ولی برای بچه های بالا.... اصلا به ما چه مربوط! ما که نفهمیدیم نهایتا برخی از این نمایندگان شریف ملت چه غلطی می کنند که همیشه عذر دارند؟
این مطلب صرفا جهت اطلاع نماینده محترم مجلس جناب مهندس ... (بخاطر عدم حضور در همایش آذر عاشورایی) نگاشته شده و ارزش دیگری ندارد. براستی آیا بهتر نیست که نماینده مردم بجای کمک به فتنه گران در همایش های جوانان شرکت کند؟ نگارش شده در تاریخ شنبه 19/9/90 توسط کمال ثریا
ای اهل عالم... ای زمینیان... به هوش باشید... حسین کشته روز دوشنبه(سقیفه) است، نه جمعه(عاشورا)... حسین را در سقیفه به شهادت رسانند، نه در کربلا... حسین تشنه ی لبیک بود، نه آب... حسین مقتول جهالت مردم است، نه خنجر کین دشمنان... و این زمین، هنوز هم کربلاست و این زمان، همان عاشورا... نیک بنگر... آیا بانگ «هل من ناصر ینصرنی» امامت را می شنوی؟؟؟ انتخاب با توست... جز کوفیانی؟ ... یا کربلائیان؟... نگارش شده در تاریخ یکشنبه 6/9/90 توسط کمال ثریا
روزی به در میکده دیدم مستی/.............../ گفتم ز چه با الکل و می پیوستی؟! گفتا که ز عقل وارهم و خر بشوم/............../ گفتم بخدا غصه مخور خر هستی! یکی از دوستان بزرگوار از من خرده گرفت که «کمال وبلاگ که جای بیان آرمان ها و باید ها نیست از مسائل جاری و خاطرهایت بنویس تو که همواره خوش زبانی، و به اندازه کتابخانه ملی خاطره داری، حیف نیست!». دیدم زیاد به ترکستان نمی رود لکن به خواسته او اینک در این پست یک خاطره از خود می گویم... عید 89 که برای تفرج و تعبد به آستان مقدس میر شمس الحق مشرف شدم برای قضای حاجت و تجدید وضو راهی «دارالباجناق» شدم. پس از آنکه با رعایت اکمل سنن، با جان و دل وارد خونه همدوماد(به قول یزدی ها) شدم و در جایگاه مقرر جلوس نمودم، نظرم ناخودآگاه به نوشته پشت در افتاد که منقوش بود: به سمت چپ نگاه کن! بنده هم که طبق تصدیق دوستان، دارای شم کنکاش گری وافری هستم بی درنگ به جناح چپ خویش نظر افکندم که نوشته شده بود: حالا به سمت راست نگاه کن! چون در جریان امر قرار گرفته بودم راغب تر شدم ببینم غایت امر چه می شود!؟ بنابراین به میمنه خویش نگاه کردم که دیدم نوشته است: به پشت سر نگاه کن! خلاصه همین که با هزار مشقت نگاه خویش را معطوف به دیوار عقبه کردم دیدم چنین نوشته: «تو آمدی اینجا .... یا دور و برت رو نگاه کنی؟!» اما اصل مطلب اینکه پس از کلی بحث و جدل علمی به استاد اثبات کردیم که فلان حرف تئوری توطئه نیست و در حقیقت وجود دارد! اما استاد که پس از ارائه ادله کم می آورد، می گوید: «تو آمدی دانشگاه (برای اثبات اینها) یا اینکه مدرک بگیری!» بقول شاعر آبکی : تو برای کسب مدرک آمدی! نی برای درک مطلب آمدی! القصه به این جمع بندی رسیدم که برخی اساتید خواب نیستند که با تلنگر آواز خروس یا بانگ موذن بیدار شوند بلکه بیدارانی اند که اگر هیروشیما و ناکازاکی هم کنار گوششان منفجر شود سر از خواب خوش امپریالیستی بر نخواهند داشت و از خر شیطان بزرگ پیاده نخواهند شد. پس از این برخوردهای غیر علمی، دور حس واکاوی خود را خط قرمز می کشی و می گویی: خر ما از کره گی دم نداشت! نگارش شده در تاریخ یکشنبه 29/8/90 توسط کمال ثریا
اول خواستم از داغ هجران و عشق بنویسم اما چه فایده... چرا که بقول امام: معجـــــــــــز عشق ندانی تو زلیخا داند که برش یوسف محبوب چنان زیبا شد بی شک از توفیقات الهی بود که در جوار کریمه، فاطمه معصومه من از «مقابله نسخ خطی» استقبال کردم گرچه فعالیت های مطبوعاتی و عشق بحث های فلسفی و کلامی چاشنی انتخاب این پروژه برای من بود. بررسی نسخ خطی مربوط به چند صد سال پیش، کاری است بس دشوار و اعصاب خرد کن بخصوص که به لسان عربی باشد؛ چرا که گاهی واکاوی یک ورق آن، چندین ساعت طول می کشد. خطوط درهم، خط خوردگی، پارگی و ... بر دشواری کار می افزاید. اما جالب است که خواندن این نسخ خطی برای من ملال آور نیست و حتی عقاید من را درباره علمای گذشته، مورخان و تمدن بزرگ اسلامی دگرگون کرد. کتابی که روی آن کار می کنم معطوف به بحث ولایت امام علی و ائمه است. با اینکه بارها کتاب های فلسفی در رابطه با ولایت ائمه و حتی فقیه خوانده بودم اما این کتاب مرا متحیر کرد بطوری که چندین بار خواب آن را هم دیدم.به گمانم بتوانم تا یک ماه آینده این پروژه را تحویل بدهم اما این کار با تمام سختی هایش شاید جز اندک کارهای باشد که در آینده حسرت از دست دادنش را بخورم. اگر دیروز به مشروعیت نظام و راه امام خمینی و فرزندش سید علی، اعتقاد داشتم امروز به این راه ایمان دارم. .
ظهور نزدیک است... و... ظهور آن روزی است که ما بخواهیم مهدی بیاید... ظهور زمانی محقق می شود که ما مولایمان را برای خودش بخواهیم نه برای رفع گرفتاریهایمان... ظهور آن روزی است که فقط 313 نفر ولایتمدار واقعی، برای امام، ماموم باشند نه معذور... ظهور آن روزی است که فقط 313 نفر یار، برای مولا، سربازی کنند نه وراجی... اگر امروز از فرامین مسلم بن عقیل در این عالم کوفه صفت پیروی کردیم یعنی لیاقت ظهور امام معصوم را داریم؛ اما اگر مثل کوفیان گفتیم که این معصوم نیست و هر گاه خود امام بیاید از او اطاعت می کنیم چرا که او معصوم است مطمئن باشیم که مصداق آخر تابع له علی ذلک هستیم. «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک» خدا این بار وقتی رحمتش را به خلق عطا می کند که بندگانش ثابت کنند که بنده ی ولایـتش هستند.
نگارش شده در تاریخ دوشنبه 28/6/90 توسط کمال ثریا
| |
| هست طومار دل من به درازای ابد | kamal sorayya : ثریای کویر ایران | ||