سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
. ثریای کویر ایران

ثریای کویر ایران
کمال ثریا[65]
چه عدالت جالبی.... من از دل می‌نویسم.... تو با چشم می‌خوانی.... تازه ، اگر بخوانی ، “اگر”...

دزدها


دزد ها بر سر کارند خدایـــــــــا مددی


از پس پرده ی غیبت بگشا یک فرجی


 


نمی دانم که چرا قدیمی ها، هر چه را که به زبانشان می رسید می گفتند و جای بسی تعجب است که راست می گفتند! خدایش رحمت کناد پدر بزرگ مهربان بنده را، هر از گاهی در دوران پر قیل و قال اصلاحات می فرمودند: دزدها این روزها دیگر زحمت از دیوار بالا رفتن را نمی کشند چرا که دیگر حقوق دائمی دارند. کجای پدر بزرگ عزیز و مهربانم که ببینی گرچه شاه دزدها اندک زمانی است که با بی اقبالی مردم روبرو شدند و کرسی های زجاجی خویش را ترک گفته اند اما هنوز سیاه لشکرانشان  دارند خون خلق الله را در شیشه می کنند. حیف شد نبودی ببینی که شاه دزدها که مکرر به آرای مردمی خویش می نازیدند عاقبت در رقابت نفس گیر بازیدند!البته نباید فراموش کرد که از امام نامه داشتند!!! براستی چه کنیم که هنوز سطوح میانی عرصه جولانگاه این عیاران است. جمعی در کسوت معاون، جمعی دیگر در کسوت اساتید دانشگاه و جمعی دیگر هم در سلک مشاوران!


چه کنم که قادر به وصف ادامه مطلب نیستم چرا که بقول نسیم شمال قدیمی: ای قلم پنداشتی هنــــــــــگامه ی دانشوری است#دوره علم آمده، هر کس به عرفان مشتری است# تو نفهمیدی که اوضاع جهان خر تو خری است...


در پایان برای التیام دل خویش، هزار بار دیگر از خودم می پرسم:


چرا قدیمی ها هر چه به زبانشان می رسید، می گفتند و راست می گفتند؟؟؟!!!


یک ماه پیش مطلبی تحت عنوان امان از دمکراسی در وصف یکی از اساتید نگاشتم که ان شا الله بعد از امتحانات پایان ترم و گذر خر نمره خویش، از پل صراط استاد، آن را روی تارنمای خویش خواهم گذاشت. پیشاپیش حماسه 9 دی را هم گرامی میدارم.


نگارش شده در تاریخ چهارشنبه 7/10/90 توسط کمال ثریا

حجاب


تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود گویا تنها کسی که به او محرم نبود « خداوند» بود ...


بنازم حکمت یزدان لایزال را در خصوص آفرینش جهان شگرف و قوانین و سنن الهی حاکم برآن. آرامش را در سه چیز مقرر می دارد که یکی یاد معبود است و دیگری وجود شب است و آخری همسر. به چه می اندیشید ای یاوه گویان منور الفکر که با خواندن خورجینی از کتب نویسندگان غرب زده و بعضا دیوانه که حتی افسار سگ ولگرد وجود خویش را هم نتوانستند بگیرند و با جنون چهره در خاک کشیدند، می خواهید طریق آرامش بپیمایید؟ اگر خدا خالق شماست؛ او نیک میداند سعادت و آرامش مخلوقش را... که آرامشش در آن سه چیز مجموع است. راستی اگر آن سه با هم جمع شوند چه می شود؟ شب باشد و به یاد خدا باشی و ....


اما اصل مطلب... در مورد گزینه آخر...تحقیقات حاکی از آن است که پوشش نامناسب و ترویج فحشا آمار ازدواج را تقلیل داده که خود این موضوع توقعات و چشم و هم چشمی را افزایش داده، لذا وظیفه ی هر پاکبازی است که به اصلاح این ناهنجاری برخیزد؛ من در شروع این نهی از منکر اسلایدی محقر ساختم تا از طریق داستان، موجد اندک تنبهی باشم برای غیوران جامعه اسلامی ایرانی خویش... چه زیبا گفت شهیدمحمد حسین جعفرزاده که: «ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.»


اسلاید زیر روایتگر داستانی کوتاه و زیبا در خصوص این مهم است... برای دانلود اسلاید روی شعر زیر کلیک کنید...{هر مصرع یک سرور جداگانه دارد}


خواهرم دیگر تو کودک نیستی...


فاش تر گویم عروسک نیستی...


حجاب


نگارش شده در تاریخ یکشنبه 27/9/90 توسط کمال ثریا

عذر دارند چرا؟؟؟؟


در دوران دبیرستان مدیری داشتیم بس با صلابت و متدین! هنگام نماز هم خودش در کنار بچه ها وضو می ساخت و هم به بچه های افندی که بی تفاوت اطراف نشسته بودند بانگ حی علی الصلاه می داد. روزی به یکی از دانش آموزان رو کرد و گفت تو چرا هیچ وقت نماز نمی آیی؟ بیا امروز برویم نماز! دانش آموز هم که در این فازها نبود گفت: ببخشید آقا، ما عذر داریم؛ عذر شرعی. مدیر هم راهش را گرفت و به دنبال فریضه ی خویش رفت. از قضا فردای آن روز باز نگاهش به نگاه آن دانش آموز معذور گره خورد، رفت جلو و گفت خب امروز بیا نماز بریم. دانش آموز لبخندی موزیانه زد و گفت: شرمنده عذر دارم، عذر شرعی! مدیر هم که دیگر داشت از کوره در می رفت گفت: پدر سوخته! تو چه غلطی می کنی که هر روز عذر داری!!! اصل مطلب اینکه نمی دانیم چگونه می شود برخی از نمایندگان ملت که در موقع انتخابات کفش این ملت را جفت می کنند و خاک کف پای ملت را طوطیای چشم خویش قرار می دهند چطور می شود که در بقیه فصول از اجابت دعوت آنها باز می مانند و می گویند شرمنده عذر داریم! در حالی که آنها را با زرق و برق در همایش های صوری صاحبان زر و زور و تزویر می بینید که هی دارند زر می زنند؟! مگر همایش های دیگر را ملت نمی گیرند پس چطور برای بچه های پایین عذر می آورند ولی برای بچه های بالا.... اصلا به ما چه مربوط! ما که نفهمیدیم نهایتا برخی از این نمایندگان شریف ملت چه غلطی می کنند که همیشه عذر دارند؟


این مطلب صرفا جهت اطلاع نماینده محترم مجلس جناب مهندس ... (بخاطر عدم حضور در همایش آذر عاشورایی) نگاشته شده و ارزش دیگری ندارد. براستی آیا بهتر نیست که نماینده مردم بجای کمک به فتنه گران در همایش های جوانان شرکت کند؟




نگارش شده در تاریخ شنبه 19/9/90 توسط کمال ثریا

کربلا


 


ای اهل عالم... ای زمینیان... به هوش باشید...


حسین کشته روز دوشنبه(سقیفه) است، نه جمعه(عاشورا)...


حسین را در سقیفه به شهادت رسانند، نه در کربلا...


حسین تشنه ی لبیک بود، نه آب...


حسین مقتول جهالت مردم است، نه خنجر کین دشمنان...


و این زمین، هنوز هم کربلاست و این زمان، همان عاشورا...


نیک بنگر... آیا بانگ «هل من ناصر ینصرنی» امامت را می شنوی؟؟؟


انتخاب با توست... جز کوفیانی؟ ... یا کربلائیان؟...


نگارش شده در تاریخ یکشنبه 6/9/90 توسط کمال ثریا

خر شیطان


روزی به در میکده دیدم مستی/.............../ گفتم ز چه با الکل و می پیوستی؟!


گفتا که ز عقل وارهم و خر بشوم/............../ گفتم بخدا غصه مخور خر هستی!


یکی از دوستان بزرگوار   از من خرده گرفت که «کمال وبلاگ که جای بیان آرمان ها و باید ها نیست از مسائل جاری و خاطرهایت بنویس تو که همواره خوش زبانی، و به اندازه کتابخانه ملی خاطره داری، حیف نیست!». دیدم زیاد به ترکستان نمی رود لکن به خواسته او اینک در این پست یک خاطره از خود می گویم...


عید 89 که برای تفرج و تعبد به آستان مقدس میر شمس الحق مشرف شدم برای قضای حاجت و تجدید وضو راهی «دارالباجناق» شدم. پس از آنکه با رعایت اکمل سنن، با جان و دل وارد خونه همدوماد(به قول یزدی ها) شدم و در جایگاه مقرر جلوس نمودم، نظرم ناخودآگاه به نوشته پشت در افتاد که منقوش بود: به سمت چپ نگاه کن! بنده هم که طبق تصدیق دوستان، دارای شم کنکاش گری وافری هستم بی درنگ به جناح چپ خویش نظر افکندم که نوشته شده بود: حالا به سمت راست نگاه کن! چون در جریان امر قرار گرفته بودم راغب تر شدم ببینم غایت امر چه می شود!؟ بنابراین به میمنه خویش نگاه کردم که دیدم نوشته است: به پشت سر نگاه کن! خلاصه همین که با هزار مشقت نگاه خویش را معطوف به دیوار عقبه کردم دیدم چنین نوشته: «تو آمدی اینجا .... یا دور و برت رو نگاه کنی؟!» اما اصل مطلب اینکه پس از کلی بحث و جدل علمی به استاد اثبات کردیم که فلان حرف تئوری توطئه نیست و در حقیقت وجود دارد! اما استاد که پس از ارائه ادله کم می آورد، می گوید: «تو آمدی دانشگاه (برای اثبات اینها) یا اینکه مدرک بگیری!» بقول شاعر آبکی   : تو برای کسب مدرک آمدی! نی برای درک مطلب آمدی!


القصه به این جمع بندی رسیدم که برخی اساتید خواب نیستند که با تلنگر آواز خروس یا بانگ موذن بیدار شوند بلکه بیدارانی اند که اگر هیروشیما و ناکازاکی هم کنار گوششان منفجر شود سر از خواب خوش امپریالیستی بر نخواهند داشت و از خر شیطان بزرگ پیاده نخواهند شد. پس از این برخوردهای غیر علمی، دور حس واکاوی خود را خط قرمز می کشی و می گویی: خر ما از کره گی دم نداشت!


نگارش شده در تاریخ یکشنبه 29/8/90 توسط کمال ثریا

اول خواستم از داغ هجران و عشق بنویسم اما چه فایده... چرا که بقول امام:


معجـــــــــــز عشق ندانی تو زلیخا داند


که برش یوسف محبوب چنان زیبا شد


بی شک از توفیقات الهی بود که در جوار کریمه، فاطمه معصومه من از «مقابله نسخ خطی» استقبال کردم گرچه فعالیت های مطبوعاتی و عشق بحث های فلسفی و کلامی چاشنی انتخاب این پروژه برای من بود. بررسی نسخ خطی مربوط به چند صد سال پیش، کاری است بس دشوار و اعصاب خرد کن بخصوص که به لسان عربی باشد؛ چرا که گاهی واکاوی یک ورق آن، چندین ساعت طول می کشد. خطوط درهم، خط خوردگی، پارگی و ... بر دشواری کار می افزاید. اما جالب است که خواندن این نسخ خطی برای من ملال آور نیست و حتی عقاید من را درباره علمای گذشته، مورخان و تمدن بزرگ اسلامی دگرگون کرد. کتابی که روی آن کار می کنم معطوف به بحث ولایت امام علی و ائمه است. با اینکه بارها کتاب های فلسفی در رابطه با ولایت ائمه و حتی فقیه خوانده بودم اما این کتاب مرا متحیر کرد بطوری که چندین بار خواب آن را هم دیدم.به گمانم بتوانم تا یک ماه آینده این پروژه را تحویل بدهم اما این کار با تمام سختی هایش شاید جز اندک کارهای باشد که در آینده حسرت از دست دادنش را بخورم. اگر دیروز به مشروعیت نظام و راه امام خمینی و فرزندش سید علی، اعتقاد داشتم امروز به این راه ایمان دارم.


.مسلم عقیل زمان


مسلم عقیل زمان


 ظهور نزدیک است... و...


ظهور آن روزی است که ما بخواهیم مهدی بیاید...


 ظهور زمانی محقق می شود که ما مولایمان را برای خودش بخواهیم نه برای رفع گرفتاریهایمان...


ظهور آن روزی است که فقط 313 نفر ولایتمدار واقعی، برای امام، ماموم باشند نه معذور...


ظهور آن روزی است که فقط 313 نفر یار، برای مولا، سربازی کنند نه وراجی...


 اگر امروز از فرامین مسلم بن عقیل در این عالم کوفه صفت پیروی کردیم یعنی لیاقت ظهور امام معصوم را داریم؛ اما اگر مثل کوفیان گفتیم که این معصوم نیست و هر گاه خود امام بیاید از او اطاعت می کنیم چرا که او معصوم است مطمئن باشیم که مصداق آخر تابع له علی ذلک هستیم. «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک»


خدا این بار وقتی رحمتش را به خلق عطا می کند که بندگانش ثابت کنند که بنده ی ولایـتش هستند.


 


نگارش شده در تاریخ دوشنبه 28/6/90 توسط کمال ثریا

islamic republic of iran


محتوای مقاله طنز بیستم از شماره 24 روزنامه «صوراسرافیل»، که به قلم توانمند علی اکبر دهخدا(دخو) به تحریر درآمده است با روزگار حاضر ما بسیار مشابهت دارد چرا که ما را به یاد عناصر خود فروخته سیاسی می اندازد که چندی پیش، به خیال خود و با حمایت رسانه های بیگانه، قصد تغییر نظام را داشتند بخشی از این مقاله طنز را در اینجا آورده ام:


امان از دوغ لیلی ---------- ماستش کم بود آبش خیلی


یا مثلا آدم یک روز حضرت «اب المله»، آقای سعدالدوله را در پارلمانت ایران مشاهده می کند که از روی کمال ملت پرستی می فرمایند: «از این که سعدالدوله را بکُشند چه ترسی دارم؟ در صورتی که از هر قطره خون من هزار سعدالدوله تولید می شود». خدا توفیق بدهد!؟ شیخ علی اکبر مسئله گو می گفت: شیطان هر وقت پاهاش را به هم می مالد، هزار تخم شیطان ازش پس می افتد. باری! از مطلب دور نیفتیم. بعد از آن آدم به فاصله چهار پنج ماه، همین سعدالدوله را می بیند که به تغییر سلطنت مشروطه به نفسه رأی می دهد. آن وقت آدم وقتی که آن قطره های خون صاف یادش می آید، خواهی، نخواهی می گوید:


امان از دوغ لیلی ---------- ماستش کم بود آبش خیلی


البته میشه این رو به موارد غیر سیاسی و انسان ها اطراف و نام آشنامون هم تعمیم داد (-:


نگارش شده در تاریخ یکشنبه 6/6/90 توسط کمال ثریا

مختارنامه


چند نکته در باب مختار و قیام وی:


1.       مختار جز اصحاب امام حسین نیست بلکه می توان او را جزء محبان دانست.


2.      مختار در صلح امام حسن و حادثه عاشورا طبق برخی روایات مرتکب قصوری عظیم گشته است.


3.      اما چرا در فیلم مختار نامه با توجه به اینکه قیام مختار کوتاه بوده، جوری وانمود شد که انگار چهل سال طول کشیده؟؟ و محاسن مختار تماما سفید گشت؟


4.      و چرا در این فیلم به توطئه شامیان در ایجاد جنگ بین مختار و زبیریان اشاره نشد؟ و به نقش مشاوران بنی امیه که مسلمان نبوده اند بی توجهی شد؟ ترس از افشای توطئه فرماسونها و جهودان دون صفت...


5.      مسلما خیلی از اقدامات مختار مورد رضای امام سجاد نبوده اما دعای ایشان نشان میدهد که در کلیت از ایشان رضایت داشته اند...


6.      طبق آنچه گفته اند یکی از علل اصلی قتل مختار همسر اول وی بوده است(ثمرات دو زن داشتن!!!).


7.      خیلی از سیاست های بکار گرفته شده از طرف مختار مورد تایید اسلام و سیره ائمه نمی باشد مثلا سیاست برای نیل به اهداف مقدس، استفاده از وسائل سخیف مجاز است.


8.      گرچه مختار دارای اشتباهات وافری بوده اما پس از قیام توابین به عنوان الگوی والای برای آزادگی به حساب آمد و شرایط را در حجاز و عراق عجم تا حدی در مورد خاندان بنی هاشم و اهل بیت تعدیل کرد.


9.      حدود سیزده قرن، قبر مختار معلوم نبوده تا اینکه یک تخته سنگ در کنار مسجد کوفه پیدا میکنند که روی آن نوشته بود: این قبر انتقام گیرنده خون حسین است...


10. مختار در حالی در مسجد کوفه به فیض شهادت نائل گردید که مشروعیت و مقبولیت قیامش زیر سوال رفت، و نه حکومت، چرا که از ابتدا این دو عنصر را در حکومتش نداشت. 


این بخشی از نظرات من بود که تفسیر آن نیازمند ساعت ها بحث می باشد... امید که به فضل الهی مسلم عقیل(نائب امام عصر) عصر خویش را یاری کنیم تا بعد از آن توبه نکنیم و منتظر مختارها بنشینیم...


نگارش شده در تاریخ شنبه 1/5/90 توسط کمال ثریا

کمال ثریا + الهی 


گرچه کمال مناجات را باید از پیرهرات و شهید چمران و ... سراغ گرفت ولی من نیز برای تسکین دل خویش و از باب نیاز، به خلق مناجات زیر دست یازیده ام تا بلکه بتوان جرعه ای از دریای احساس خویش را از چنگال حجاب ظلمانی عقل نجات دهم و اینگونه:


الهی! به من بیاموز که همه را دوست بدارم اما به تو عشق بورزم...


الهی! کمکم کن به کسی عشق بورزم که لایق عشق باشد نه تشنه عشق، چرا که تشنه عشق روزی سیراب خواهد شد...


الهی! به من بیاموز که گلدان کدام گل باشم که اگر سر به آسمان سایید یادش نرود ریشه اش در کجاست...


الهی! قلبم را زندان اسماء الهیت بگردان و حکمش را عشق به خود و تاوانش را حبس ابد قرار بده...


الهی! خردی به من عطا کن تا گل ایمان و امید خود را برای لذات نچینم...


الهی! تعلیمم بده که چگونه با اشک شور دیده ی خویش قلب پر غبارم را غبارروبی کنم تا شایسته جایگاه نام تو باشد...


الهی! به من بصیرتی ده تا گلیم عقلم را روی ایوان احساس پهن مکنم...


الهی! یاریم کن که نفرین کنم هر آنچه را که دارم آنگاه که تو را ندارم...


الهی! به من بینشی ده که زندگی خویش را به بازی بگیرم تا مرا به بازی نگیرد...


الهی! تارهای یأس ساز زندگیم را با سر انگشت تدبیر، به تارهای امید خویش گره بزن...


نگارش شده در تاریخ پنج شنبه 16/4/90 توسط کمال ثریا

روز مادر+روز زن گرامی باد+روز آزاد سازی خرمشهر


شیخم به طنز گفت حرام است می مخور ---------  گفتم که چشم، گوش به هر خر نمی کنم


سوم خرداد، روز پیروزی یلان رستم وار ایرانی بر دیو و دد منشان چپاولگر بعثی،و روز حماسه و ایثار و آزادی خونین شهر بدست یزدان پاک بر عموم ایرانیان مبارک. نمی دانم به راستی چرا هر وقت حرفی از حماسه و ایثار و شهادت می شود به ناگاه، وصیت شهید مهدی بیات در ذهنم به رقص و مطربی می پردازد آنگاه که گفت: «برای ساختن باید سوخت، باید شهید شد» و یا چرا شهید مهدی خندان در پشت پیراهنش نوشت: «من خندانم قاه قاه قاه». براستی ما بعد از شهدا چه کردیم با راهشان، و شهدا بعد از ما چه کردند با حوریان! اما روز مادر،روز عشق و مهربانی و محبت و صفا و اخلاص. ای کاش می توانستم در این روز در کنارش باشم تا دست های گرم و مهربانش را، گونه های پاکی و صفایش را بوسه باران کنم. مادری که هرگز عصبانیت و صدای بلندش را ندیده و نشنیده ام، مادری که هرگز به کسی دروغ نگفته و در برخورد با ناملایمت های زندگی آغوش صمیمیتش مرا تسکین می دهد. مادر برای من یعنی کانون خانواده، یعنی جلوه مهربانیت و محبت لایزال و بی مثال الهی، مادر یعنی پاکی و عشق و صداقت. سایه اش مستدام و جاوید باد یا بقول پویا: کم نشه سایت از سرم، الهی قربونت برم....مادر....مادر....این شعر زیبا، تقدیم به بهترین مادر دنیا:


تو ناب ترین شعر خدایی مادر------ تفسیر تمام عشق هایی مادر


از پاکترین عاطفه ها لبریزی --- سرچشمه خوبی و صفایی مادر


وقتی همه واژه ها غریبانه شوند ------- تنها تو کلام آشنایی مادر


باید که بهشت زیر پایت باشد ---- زیرا که بهشت را سزائی مادر


آغاز گر کلام هر گفتاری ------------- بر دفتر مهر انتهائی مادر


اکنون که جهان زرنگها می نالند --- الحق که رفیق بی ریایی مادر


 


نگارش شده در تاریخ یکشنبه 1/3/90 توسط کمال ثریا
هست طومار دل من به درازای ابد | kamal sorayya : ثریای کویر ایران


قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

download

چت

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا